عماد الدين حسن بن علي الطبري
244
كامل بهائى ( فارسي )
بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ ( بقره 224 ) به درستى كه خدا برگزيده او را بر شما و زيادت كرد او را از روى گسترانيدن علم و جسم ، و هر كه را قوت جسم نباشد وى به امامت نشايد ، و حق تعالى قوت را علت امامت نهاد . و قوت از صفات ممدوحه است كما قال فى حقه : إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ( ذاريات 58 ) و در حق جبرئيل گفت : عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى * ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى ( نجم 6 - 5 ) و « قويا فى امر اللّه » هم باطل است كه اگر چنان بودى فاطمه را كه معصومه بود و پارهاى بود از رسول و مادر سادات و ائمه عالم و سيدهء زنان عالم نرنجانيد . چنان كه به خشم او متوفى شد ، و وصيت كرد كه پنهان از او در گور كنيد چنان كه در صحيح بخارى گفته شده . و اما آنچه در حق عمر روايت كرد « قويا فى نفسه » اگر فظاظت و غلظت و بدخوئى است اين نوع صفت ذم است و نقصان : وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ( آل عمران 153 ) و علامت شقاوت آن جهانى و سختدلى اين جهانى ، و اگر از قوت شجاعت خواست معروف نيست كه وى هرگز حربى كرد يا عدوى را بكشت از آن خدا و رسول . در حربها كه در زمان رسول كردند دائما گريختى خاصة در احد و حنين و بدر ، و آنچه در حق على « و لن تفعلوه » گفت دليلى واضح است كه صحابه او را ترك كنند و ديگرى را اختيار كنند ، و او هادى و مهدى است و چون ديگران ضال و مضل نيست ، و صراط المستقيم در فاتحهء اوست و متابعت او جادهء دين اسلام است . جواب آخر ، هر دو حديث از روايت علماى ايشان است ، و در حديث اول معين و مبرهن نيست به صحت خلافت ايشان ، و دليل دوم نصى است صريح به امامت و خلافت على عليه السّلام . جواب آخر ، مذهب مخالفان است كه على اقل و ادنى المراتب بود از ايشان اين باب بسيار توان يافت خاصة كه من مصنف اين كتابم سالى در شهر يزدجرد به كربت بودم . شخصى كه مشار اليه علماى آن بقعه بود ميان من و او بحثى مىرفت در مذهب روزى در اثناى بحث گفت رسول صلّى اللّه عليه و آله پيش ما چون انگشت ابهام است ، و ابو بكر چون سبابه ، و عمر چون وسطى ، و عثمان چون خنصر ، و على چون بنصر ، و على همچنين از ايشان كهتر است به همه نوع ، و اما عجب كه اگر قول ايشان در اين باب صدق است اين حديث دروغ است زيرا كه ابو بكر ضعيف است و عمر دو مرتبه دارد و على از اين هر دو به چند مرتبه مزيد ، و اين حديث عين نقصان ايشان است و به اين دروغ رسوا شدند .